پژوهشگر جوان
" بذی سلم و الدیر من حاضر الحمی
ظیاءُ تریک الشمس فی صور الُدمی"
" در ذی سلم و دیری در وادی الحما غزال هایی هستند که خورشید را
همچون تندیس هایی مرمرین نشان به تو می دهند..."
-ابن عربی
اگر جای دیگری بود و نه در این شهر بزرگ با شبح آسمانخراش هایی سربلند کرده در ابر و تاریکی ، در این به اصطلاح متروپل غربی که همه چیز در آن، چنانکه میگویند، به گرد مادیاتی سخت و بیروح می گردد، در آن شب هنوز زمستانی با هالهی مه به گرد چراغ های خیابان و خطوط سرخ چشمک زن نئون بر سر در کلوبی شبانه و در چند قدمی آن میخانه ای با پنجره های چرک روشن که تا دیروقت شب باز مانده بود، می گفتیم که آه ، بله ، از این لحظات راز آلود و زیر و زبر کننده گاهی و به ندرت برای طبایعی خاص شاید پیش بیاید، اما نه برای این همکار جوان م
بزوی در مجموعه ای منتشر خواهد شد.
ا ، این دانشجوی دکترا با رساله ای که انگار مقدر بود هرگز به پا
سایت ادبی رضا فرخفال
Literary Site of Reza Farokhfal